تبلیغات
***طب سنتی یعنی احیای سلامت*** - لیست گیاهان دارویی 6
***طب سنتی یعنی احیای سلامت***
♥♥♥♥سلامتی را با ما تجربه کنین.♥♥♥♥
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


♥♥♥♥این جانب موسی ظروفی با داشتن مدرک رسمی طب سنتی از انجمن طب کل نگر ایران و موسسه حجامت ایران مفتخرم که یه هم نوعان خودم کمک و با راهنمایی خود به آنها سلامتی ببخشم و هدف من از این وبلاگ آشنایی هر چه بیشتر مردم با انواع طب ها و کاربرد های آن،مزاج شناسی،نسخه پیچی و درمان بسیاری از بیماری های ناعلاج خود با طب سنتی می باشد. ♥♥♥♥

مدیر وبلاگ :موسی ظروفی
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
بیشتر کدام یک از موارد زیر می تواند در درمان بیماری شما موثر باشد؟











شیشه
مزاج :گرم و خشک است .
سر دندان را جلا می دهد .اگر با روغن گل باشد مو را باز می رویاند و اگر سر را با آن بشویند جوش های سوزنی را علاج می کند .
چشم :دیده را جلا می دهد ، سفیدی را بر طرف می کند و سوخته اش مفیدتر است .اگر سائیده سوخته اش را با آب بخورند بهترین داروی سنگ گرده و مثانه است .
شیترک
شیترک هندی قطعه چوبهای کوچک و باریک و دارای پوستی است شبیه دارچین و اگر بشکنی رنگش میانه سرخ و سیاه است .
مزاج :با سرکه بر پوست بمالند علاج لک و پیس و برص است.
زخم و زخم:با سرکه برپوست انداختن گری را درمان می کند .
مفاصل :اگر خورده شود بهترین علاج درد مفاصل است .
اندام های غذا :بر طحال بمالند لاغرش می کند .
اندام های راننده :می گویند بیخش را به گوش آویزند درد مثانه تسکین می یابد .










خواص  گیاهان  دارویی  حروف ( ص ، ط ، ع ، غ )


«ص »
صندل
چوبهای ستبری است که از مرز مملکت چین می آورند و سه نوع است : زرد ، سرخ ، زرد مایل به سپیدی که بعضی آن را مقاصیری می گویند .
بوی مقاصیری از بوی بقیه خوش تر است .
مزاج :سرد و خشک
خاصیت :صندل و به ویژه صندل سرخ رنگ مانع تراوش رطوبت بدن
است .ورم :صندل و به ویژه سرخ رنگش ورم گرم را تحلیل می برد .بر باد سرخ بمالند مفید است .
سر :در علاج سر درد بد نیست .
سینه :خوردنی و مالیدنی تپش ناشی از تب ها را علاج است .
اندام های غذا :خوردن و مالیدنش ناتوانی معده گرم را برطرف می کند .
تب ها :صندل و به ویژه سفید رنگ مقاصیری در علاج تبهای گرم سودمند است .
صدف
گوشت صدف بیابانی (حلزون )را خرد کنند و بسایند و بر تن بمالند بسیار خشکاننده است . سوخته صدف فرفیری بادشکن ، زداینده و هم قوت عرق نعنا و بونه است .همه انواع صدف های ریزه استخوان و خار را جذب می کنند به شرطی که درسته و بی هیچ تغییر حالتی استعمال شوند .
آرایش :همه پوشش های صدفی و پوسته صدف ها وقتی که می سوزند زداینده لک و پیس اند .صدف خام و ناسوخته پیکانهای استخوانی را جذب
می کند. اگر صدف فرفیری (ارغوانی )را در روغن زیتون بپزند و بر جای مو بمالند از ریزش مو جلوگیری می کند .
ورم و جوش :ماده لزجی که بر حلزون است و آن را زنگ حلزون گویند اگر با کندرو الوا و مر مخلوط کنند تا بر پرمایگی عسل در آید ، ورم بناگوش را خشک می کند و اگر رطوبتی در ژرفا داشته باشد بر می چیند .
زخم و قرحه :سوخته فرفیری زخم را می زداید ،پاک می کند و بهبودی می بخشد . صدف سوخته با نمک داروی سوختگی است و بر سوخته می پاشند تا آن را خشک کند .سوخته هر صدفی برای معالجه مفید است .
در علاج زخم و به ویژه زخمی که بر عصب باشد صدف همراه گوشتش و کندر و مر بر او بگذارند و اگر با گرد آسیاب هم باشد داروی خوبی است و زخم را شفا می دهد .
مفاصل :صدف را ضماد کنند علاج درد مفاصل و نقرس است و ورم مفاصل را فرو می نشاند .
سر :سوخته صدف فرفیری و به ویژه اگر با نمک سوخته شود دندان را جلا می دهد .صدف را بسایند و با سرکه آمیزند خون دماغ را قطع می نماید .
چشم :صدف را با گوشتش بسوزانند و سوخته را بشویند و در چشم بکشند آماس پلک را فرو می نشاند ، سفیدی و تم را از چشک می زداید .
اگر گوشت صدفی را که به (طیلس )کهنه مشهور است بسوزانند و سوخته آن را با قطران بسایند و بر پلک بمالند مانع رویش مو می شود .
ماده لزجی که بر حلزون بیابانی است موی برگشته پلک را می چسباند .
اندام های غذا :گوشت هر صدفی که برشته و نپخته نباشد درد معده را تسکین می دهد .صدف فرفیری را با سرکه بخورند علاج طحال است . ضماد صدف را بر استسقاء بگذارند تا پایین نیاورد جدا نمی شود ، و باید بگذارند تا خودش بیفتد .و به ویژه در علاج استسقاء صدف بیابانی که بسیار خشکاننده است از سایر صدف ها مؤثرتر است .
اندام های راننده :گوشت صدف فرفیری ملین نیست .
گوشت صدفی که مردم شام آن را (طالبیس )می گویند ، تاتر است و به ویژه آبگوشتش ملین است و همچنین آبگوشت صدفهای کوچک ملین است .
دود بر کشیدن از سوخته صدف فرفیری علاج خفگی زهدان است و بچه دان را بیرون می آورد .
دود گوش ماهیهای ساحلی از قبیل بابلی ، قلزمی ، در علاج خفگی زهدان مفید است و صرع زدگان را به هوش می آورد .
صدف را بردارند حیض را ریزش می دهد .
زهرها :گوشت صدف پادزهر سگ هار است .
صنوبر
درختش مشهور است .
مزاج :الیاف صنوبر بزرگ بسیار قوی و الیاف صنوبری که آن را فوفی می گویند ناتوان تر است .
خاصیت :الیافش بسیار قبوضیت دارد . کرمی که در صنوبر است در برندگی همانند آلاکلنگ است .
زخم و قرحه :الیافش زخم را بهبود می دهد . در علاج زخم ناشی از سوختگی مفید است .الیافش به اندازه ای گیرنده است که می تواند پوست انداختن از ضمادش شفا یابد .الیافش را بسایند و گردش را بر سوخته آب گرم بپاشند مفید است .ساییده برگش را بر زخم بگذارند زخم را بهم می چسباند .
الیافش در علاج جای ضربه خوردن مفید و بهم آورنده زخم است و برگش که نمناک تر است در این زمینه از الیاف مؤثرتر است .
سر:آب پز پوست صنوبر را در دهان بگردانند بسیار بلغم بیرون می آورد.
درآب جوشیده الیافش را با سرکه دردهان بگردانند درد دندان تسکین می یابد .آب پز الیاف صنوبر و سرکه را در دهان بگردانند بلغم های بسیار سرازیر می کند .
چشم :دود صنوبر از ریزش مژه جلوگیری و خوره گوشه چشم را درمان می کند .
سینه :دانه اش داروی سرفه کهنه است .
اندام های غذا :خوردن پوست و برگ صنوبر درد کبد را درمان می کند .
اندام های راننده :دانه اش شکم را بند می آورد . تخم صنوبر با تخم خیار چنبر همراه آب انگور کهنه سیاه انگور خورده شود ریزش بول می دهد و علاج زخم گرده و آبدان است .الیاف صنوبر شکم را بند می آورد .
صنوبر هندی
از تیره سرو کوهی است و آن را صنوبر هندی می گویند .
چوب هایش به چوب زرنباد شبیه است کمی تندمزه و شیره اش گرم و تند مزه و تشنگی آور است .
مزاج :خشک و گرم است .
خاصیت :تند مزگی شیر آن چنان است که می سوزاند و قابض است .
مفاصل :در مداوای سستی اعصاب و فلج و دهان کجی بهترین علاج است .
سر :در علاج بیماری های سرد مغز و سکته و صرع سودمند است .
اندام های غذا :شیرش تشنگی آور است .
اندام های دفعی :سنگ کلیه و مثانه را خرد می کند . شکم را بند می آورد . سستی مقعد را بر طرف می کند به شرطی که در آب پزش بنشینند .
«ط »
طالیسفر (نبق هندی )
پوسته ای است ره آورد هندوستان قبض و تند و کمی خوشبو
کمی لطافت دارد و گوهر خاکی در آن زیاد است .
مزاج :گرم و خشک
اندام های دفعی :در ذرب (فساد معده ) و زخم های روده و خونریزی زهدان و خونریزی مقعد و علاج بواسیر مفید است .
طریقولیون
دیسقوریدوس گوید :گیاهی است که در کرانه های دریا روید و مد دریا به آن می رسد .رویشش در آب نیست و از گیاهان آبزی به شمار نمی آید .
گویند گل این گیاه در روز سه مرتبه تغییر رنگ می دهد .
گیاهان سفید ، درنیمروز بنفش و نزدیک غروب به رنگ سرخ خونی درمی آید.
مزاج :گرایش به گرمی دارد .
اندام های دفعی :اگر آن را با نوشآب های بنوشند مواد آبکی شکم و بول را ریزش می دهد .
زهرها :قبل از سایر پادزهرها آنرا برای دفع گزند سم استعمال می کنند .
طرفحوماس
دیسقوریدوس گوید :بعضی این گیاه را ادبار گویند .
این گیاه در جاهایی پیدا می شود که رستنگاه پرسیاوشان است و تمام کارهای پرسیاوشان را انجام می دهد .
طراغیون
از گیاهان جزیره کرت است .
خاصیت :دیسقوریدوس گوید :اگر تیری در گوشت تن بزکوهی قرار بگیرد و بز به میان این گیاه بخزد تیر بیرون می آید .
اگر این گیاه را ضماد کنند پیکان و خارها و خلیده ها را از گوشت بیرون می کشد .
اندام های دفعی :خوردن آن چکمیزک را قطع می کند .سنگ مثانه را خرد می نماید .حیض را راه می اندازد و زخم روده ها را معالجه می کند .
طلق (تلک )
بعضی گفته اند که خوردن آن خطرناک است زیرا به گوشه و کنار و پیچ و خم های معده می چسبد .
چنگ اندر گلو و مری می زند .دوشیدن تلک از این قرار است :تلک را با چند قطعه یخ و چند دانه شن در پارچه ای می ریزند و بهم می زنند تا حل شود .
مزاج :سرد و خشک .
خاصیت :قبض است .بازدارنده نزیف خون است .
سینه :آماس های تازه برخواسته پستان ، میان دو ران ، پشت گوش و هر جایی را که سست گوش باشد درمان می کند .
اندام های تنفسی :با آب بارهنگ باشد خون برآوردن را قطع می کند .
اندام های دفعی :خوردن شستشو داده اش خونریزی مقعد و زهدان را قطع می کند مالیدن محلولش نیز همین اثر را دارد .
طوقریوس
دیسقوریدوس گوید :گیاهی است که شاخه های بسیار و شبیه به چوبدستی دارد .خوردن آب پزش آماس طحال را به کلی می برد . اگر آن را با سرکه و انجیر ضماد نمایند باز هم برای طحال دارویی مفید است .
طیقاقوواون
دیسقوریدوس گوید :برگ این گیاه به برگ تاجریزی می ماند .شاخه های بسیار دارد .گلش سیاه و کوچک و بسیار است . زهدان را می پالاید و مواد سیلانی را بر می چیند .
اگر آن را همراه چیزی کنند و بخورند می گویند شیر پستان را زیاد می کند .
طین شاموس
خاصیت :در بند آوردن و سایر کنش ها همانند گل مهر زده است و تفاوت در این است که شاموس از مهر زده هوایی تر و سبک تر است .
مزاج :کشدار ، لزج و چسبنده است .نیاز به شستشو ندارد .
سردی بخش و بسیار آرام کننده است .
ورم و جوش :ورم گرم نوخواسته را باز می دارد ، در این زمینه از سایر گلها کاری تر است .شاموس نفع رسان ، بی آزار است و چون گل مهر زده نیست که زبری آزاد دهنده همراه داشته باشد .
زخم و قرحه :در علاج سوختگی ها کمتر از مهر زده است . زیرا کش داریش بسیار است و از فایده اش می کاهد .
مفاصل :در علاج نقرس نوظهور مفید است .
چشم :تاول های قرنیه را معالجه می نماید .
سر و سینه :در علاج ورم پستان و دمل پشت گوش مفید است .
اندام های دفعی :بهم خوردن عادت ماهانه را عادی می سازد و خونریزی زهدان را باز می دارد .
«ع »
عالیون
بعضی این گیاه را غالیون و گروهی (عالاریون )می گویند و همه به معنی شیربند است .زیرا همچون پنیر مایه شیر را می بنداند .
برگ و شاخه این گیاه شبیه برگ و شاخه (حرینان )است .
خاصیت :گلش ضماد شود در خونریزی مفید است .
زخم :گل و برگش داروی سوختگی است .
مفاصل :آن را با موم و روغن گل مخلوط کنند و نمک بزنند تا سفید شود داروی خستگی و علاج درد ناشی از خستگی است .
اندام های راننده :بیخش شهوت انگیز است .
عالوسیس
بعضی گویند این گیاه را در طبرستان (بربهم )می گویند .
گیاهی است که تماماً به گزنه می ماند .لیکن برگش از برگ گزنه صاف تر است و اگر در دست فشار دهی بویی بسیار بد می پراکند .
خاصیت :سفتی ها را نرم می کند .
زخم :در علاج زخم پلید و خوره مفید است .
ورم :ضماد کنند و نیم گرم روزی دو بار بر ورم بگذارند ورم های سرطانی و خنازیر و سایر ورم ها را علاج می کند .
سر :برگ و شاخه هایش ضماد شود در علاج ورم پشت گوش و لوزتین مفید است .
عدس
دو گیاه به نام عدس هستند .خوردنی که کاشتنی و بیابانی دارد و نوع بیابانی خوب نیست و دیگری عدس تلخه می باشد .
بهترین عدس خوردنی آن است که زود بپزد و اگر در آب می ریزند آب را سیاه رنگ نکند .
مزاج :گرم و خشکی معتدل دارد .
خاصیت :ترکیبی از قوای گیرنده و زداینده و بادزاست کسی که عدس می خورد خواب های پریشان می بیند .خون را پرمایه می گرداند و در رگ ها روان نیست .بول و حیض را کاهش می دهد .
ورم :عدس را با سرکه بپزند و ضماد کنند علاج خنازیر و آماس های سفت است .عدس با اینکه بازدارنده است اما ریم و چرک را جمع می کند . زیاد خوردن آن باعث سرطان و ورم های سفت می شود .
زخم و قرحه :عدس را با سرکه بپزند زخم گود را از گوشت پر می کند و زخم پلید را بر می کند .
اگر دمل (زخم )بسیار بزرگ باشد عدس در سرکه پخته را با قبض تر از عدس قبیل پوست انار و غیره بر زخم بگذارند و اگر با آب دریا مخلوط کنند علاج خوره و باد سرخ و مورچگی و ترک های ناشی از سرما می باشد .
مفاصل :برای اعصاب خوب نیست . عدس و قاوت را ضماد کنند و بر نقرس بگذارند مفید است .
زیاد خوردن عدس جذام می آورد .
چشم :چون بسیار خشکی دارد کسی که زیاد عدس بخورد به تیرگی چشم گرفتار می آید .
از عدس ، شاه افسر ، روغن گل و به ضماد سازند و بر چشم گذارند آماس گرم چشم فرو می نشیند .
سینه :عدس را در آب دریا بپزند و ضماد کنند آماس پستان که ناشی از جمع شدن خون یا شیر باشد از بین می رود .
اندام های غذا :دیر هضم است و با معده سازگار نیست . بادآور و سنگین است . می گویند سی دانه عدس پوست کنده را بخورند سستی معده را از بین می برد .نباید با عدس شیرینی بخورند و گر نه راه بندان در کبد روی می دهد .
اندام های راننده :عدس و شاه افشره و به روغن گل را ضماد کنند و بر ورم مقعد بگذارند فرو می نشیند .عدس بیابانی که عدس تلخ است خون را بیرون می آورد .
عدس که خون را غلیظ می گرداند سبب کاهش بول و حیض می گردد . اما عدس تلخه بر عکس بول و حیض را سرازیر می آورد و ریزش می دهد .
عرقون
به عقیده دیسقوریدوس گیاهی است که برگ دراز و دو نیمه دارد و به برگ آلاله شبیه است بیخش لوله ای شکل و سفت و خوردنی است .
ورم زهدان را علاج است .
عسل
عسل بسیار خوب آن است که کاملاً شیرین مزه ، خوشبو و رنگش به سرخی بزند و پر مایه باشد و بهم متصل .می گویند عسل تابستانی خوب نیست .
مزاج :گرم و خشک
خاصیت :زداینده است ، دهانه رگها را باز می کند ، رطوبت را از بین می برد و مانع تباهی و گندیدگی می گردد .
آرایش :به تن بمالند شپش و رشک را از بین می برد با کوشنه مخلوط باشد و بر پوست بمالند لکه های سیاه چهره را حتی اگر کهنه هم باشد از بین
می برد .عسل و نمک با هم لکه های بادمجانی رنگ ناشی ازضربه خوردن را می زداید.زخم :زخم های ژرفا را پاک می کند ، عسل را آنقدر بر آتش بگذارند تا غلیظ شود ، زخم های تازه را بهم می آورد . عسل و شبت را بر پوست بمالند ( قوبا )را شفا می دهد .
سر :نمک اندرانی را با عسل مخلوط کنند و نیمه گرم در گوش بچکانند چرک را از گوش می زداید ،زخم های داخل گوش را می خشکاند و حس شنوایی را نیرو می دهد . عسل تند مزه و سمی را بو کنند عقل از سر می پرد و تا چه رسد به خوردنش .
چشم :عسل ، تم چشم را از بین می برد .
نفس و سینه :غرغره کردن با عسل و عسل به دهان مالیدن علاج خناق و لوزتین است .
اندام های غذا :عسلاب اشتها را بر می انگیزد و توان بخش معده است .
اندام های راننده :عسل نیشکر ملین است ولی عسل (طبر )ملین نیست .
زهرها : عسل را با روغن آمیزند و بر آتش بگذارند تا گرم شود و به گرمی بخورند پادزهر افیون خوردگی و نیش حشرات موذی است .لیسیدن عسل پادزهر سگ هار و قارچ سمی است .کسی که سم خورده عسل بخورد قی می کند و اثر سم خنثی می شود .
بو کردن عسل تند مزه و عطسه آور است یکباره عقل را از سر بدر می کند و عرق سرد بر بدن می نشیند و علاجش آن است که ماهی شور بخورد و بعد قی کند .
عشقه
به رنگ های سیاه و سفید و سرخ هست و هر سه گونه اش تند و گیرنده است .
مزاج :گرایش به گرمی دارد .
خاصیت :با عصب سازگار نیست .
آرایش :آبی که از آن می تراود شپش کش است و مو را می سترد .
زخم و قرحه :برای زخم علاج خوبی است ، سرایت زخم پلید را باز می دارد .
از عشقه و موم و روغن گل مرهم می سازند و بر سوختگی می گذارند بسیار مفید است .
مفاصل :برای عصب زیان آور است .
سر :افشره آن را با روغن زیتون ، نطرون و عسل مخلوط کنند و به بینی بکشند سردرد مزمن از بین می رود .
اندام های غذا :عشقه سبز را با سرکه ضماد بگذارند به نفع طحال است .
اندام های راننده :با سه انگشت از گل سفید رنگ عشقه را با آب انگور کهنه بخورند و در روز دوبار این کار را انجام دهند علاج گرفتگی یا پیچ خوردگی روده است .
ضماد عشقه سبز و شکوفه هایش خون حیض را راه می اندازد .
بعد از حیض کمی عشقه دود کنند و برکشند مانع بارداری است .
شاخه اش را که سرش به سوی درون باشد بردارند حیض را بیرون می ریزد.
گلش شکم را بند می آورد .
زهرها :بیخ عشقه را با آب انگور کهنه و سرکه بخورند پادزهر نیش رتیل است .
عناب
میوه درختی است که میوه و درخت آن را همه می شناسد و اکثراً در گرگان دیده می شود . در جاهای دیگر هم هست ولی عناب گرگان از همه درشت تر است .
تا درشت تر و زیباتر و سرخ رنگ تر باشد بهتر است .
مزاج :سرد، خشکی و رطوبتش تقریباً معتدل و کمی به سوی رطوبت است .
خاصیت :کم غذا و دیر هضم است .
سینه :با سینه و شش سازگار است .
اندام های غذایی :به زیان معده است و به دشواری هضم می شود .
اندام های راننده :به عقیده بعضی برای گرده و آبدان خوب است .
شیشه
مزاج :گرم و خشک است .
سر دندان را جلا می دهد .اگر با روغن گل باشد مو را باز می رویاند و اگر سر را با آن بشویند جوش های سوزنی را علاج می کند .
چشم :دیده را جلا می دهد ، سفیدی را بر طرف می کند و سوخته اش مفیدتر است .اگر سائیده سوخته اش را با آب بخورند بهترین داروی سنگ گرده و مثانه است .
شیترک
شیترک هندی قطعه چوبهای کوچک و باریک و دارای پوستی است شبیه دارچین و اگر بشکنی رنگش میانه سرخ و سیاه است .
مزاج :با سرکه بر پوست بمالند علاج لک و پیس و برص است.
زخم و زخم:با سرکه برپوست انداختن گری را درمان می کند .
مفاصل :اگر خورده شود بهترین علاج درد مفاصل است .
اندام های غذا :بر طحال بمالند لاغرش می کند .
اندام های راننده :می گویند بیخش را به گوش آویزند درد مثانه تسکین می یابد .










خواص  گیاهان  دارویی  حروف ( ص ، ط ، ع ، غ )


«ص »
صندل
چوبهای ستبری است که از مرز مملکت چین می آورند و سه نوع است : زرد ، سرخ ، زرد مایل به سپیدی که بعضی آن را مقاصیری می گویند .
بوی مقاصیری از بوی بقیه خوش تر است .
مزاج :سرد و خشک
خاصیت :صندل و به ویژه صندل سرخ رنگ مانع تراوش رطوبت بدن
است .ورم :صندل و به ویژه سرخ رنگش ورم گرم را تحلیل می برد .بر باد سرخ بمالند مفید است .
سر :در علاج سر درد بد نیست .
سینه :خوردنی و مالیدنی تپش ناشی از تب ها را علاج است .
اندام های غذا :خوردن و مالیدنش ناتوانی معده گرم را برطرف می کند .
تب ها :صندل و به ویژه سفید رنگ مقاصیری در علاج تبهای گرم سودمند است .
صدف
گوشت صدف بیابانی (حلزون )را خرد کنند و بسایند و بر تن بمالند بسیار خشکاننده است . سوخته صدف فرفیری بادشکن ، زداینده و هم قوت عرق نعنا و بونه است .همه انواع صدف های ریزه استخوان و خار را جذب می کنند به شرطی که درسته و بی هیچ تغییر حالتی استعمال شوند .
آرایش :همه پوشش های صدفی و پوسته صدف ها وقتی که می سوزند زداینده لک و پیس اند .صدف خام و ناسوخته پیکانهای استخوانی را جذب
می کند. اگر صدف فرفیری (ارغوانی )را در روغن زیتون بپزند و بر جای مو بمالند از ریزش مو جلوگیری می کند .
ورم و جوش :ماده لزجی که بر حلزون است و آن را زنگ حلزون گویند اگر با کندرو الوا و مر مخلوط کنند تا بر پرمایگی عسل در آید ، ورم بناگوش را خشک می کند و اگر رطوبتی در ژرفا داشته باشد بر می چیند .
زخم و قرحه :سوخته فرفیری زخم را می زداید ،پاک می کند و بهبودی می بخشد . صدف سوخته با نمک داروی سوختگی است و بر سوخته می پاشند تا آن را خشک کند .سوخته هر صدفی برای معالجه مفید است .
در علاج زخم و به ویژه زخمی که بر عصب باشد صدف همراه گوشتش و کندر و مر بر او بگذارند و اگر با گرد آسیاب هم باشد داروی خوبی است و زخم را شفا می دهد .
مفاصل :صدف را ضماد کنند علاج درد مفاصل و نقرس است و ورم مفاصل را فرو می نشاند .
سر :سوخته صدف فرفیری و به ویژه اگر با نمک سوخته شود دندان را جلا می دهد .صدف را بسایند و با سرکه آمیزند خون دماغ را قطع می نماید .
چشم :صدف را با گوشتش بسوزانند و سوخته را بشویند و در چشم بکشند آماس پلک را فرو می نشاند ، سفیدی و تم را از چشک می زداید .
اگر گوشت صدفی را که به (طیلس )کهنه مشهور است بسوزانند و سوخته آن را با قطران بسایند و بر پلک بمالند مانع رویش مو می شود .
ماده لزجی که بر حلزون بیابانی است موی برگشته پلک را می چسباند .
اندام های غذا :گوشت هر صدفی که برشته و نپخته نباشد درد معده را تسکین می دهد .صدف فرفیری را با سرکه بخورند علاج طحال است . ضماد صدف را بر استسقاء بگذارند تا پایین نیاورد جدا نمی شود ، و باید بگذارند تا خودش بیفتد .و به ویژه در علاج استسقاء صدف بیابانی که بسیار خشکاننده است از سایر صدف ها مؤثرتر است .
اندام های راننده :گوشت صدف فرفیری ملین نیست .
گوشت صدفی که مردم شام آن را (طالبیس )می گویند ، تاتر است و به ویژه آبگوشتش ملین است و همچنین آبگوشت صدفهای کوچک ملین است .
دود بر کشیدن از سوخته صدف فرفیری علاج خفگی زهدان است و بچه دان را بیرون می آورد .
دود گوش ماهیهای ساحلی از قبیل بابلی ، قلزمی ، در علاج خفگی زهدان مفید است و صرع زدگان را به هوش می آورد .
صدف را بردارند حیض را ریزش می دهد .
زهرها :گوشت صدف پادزهر سگ هار است .
صنوبر
درختش مشهور است .
مزاج :الیاف صنوبر بزرگ بسیار قوی و الیاف صنوبری که آن را فوفی می گویند ناتوان تر است .
خاصیت :الیافش بسیار قبوضیت دارد . کرمی که در صنوبر است در برندگی همانند آلاکلنگ است .
زخم و قرحه :الیافش زخم را بهبود می دهد . در علاج زخم ناشی از سوختگی مفید است .الیافش به اندازه ای گیرنده است که می تواند پوست انداختن از ضمادش شفا یابد .الیافش را بسایند و گردش را بر سوخته آب گرم بپاشند مفید است .ساییده برگش را بر زخم بگذارند زخم را بهم می چسباند .
الیافش در علاج جای ضربه خوردن مفید و بهم آورنده زخم است و برگش که نمناک تر است در این زمینه از الیاف مؤثرتر است .
سر:آب پز پوست صنوبر را در دهان بگردانند بسیار بلغم بیرون می آورد.
درآب جوشیده الیافش را با سرکه دردهان بگردانند درد دندان تسکین می یابد .آب پز الیاف صنوبر و سرکه را در دهان بگردانند بلغم های بسیار سرازیر می کند .
چشم :دود صنوبر از ریزش مژه جلوگیری و خوره گوشه چشم را درمان می کند .
سینه :دانه اش داروی سرفه کهنه است .
اندام های غذا :خوردن پوست و برگ صنوبر درد کبد را درمان می کند .
اندام های راننده :دانه اش شکم را بند می آورد . تخم صنوبر با تخم خیار چنبر همراه آب انگور کهنه سیاه انگور خورده شود ریزش بول می دهد و علاج زخم گرده و آبدان است .الیاف صنوبر شکم را بند می آورد .
صنوبر هندی
از تیره سرو کوهی است و آن را صنوبر هندی می گویند .
چوب هایش به چوب زرنباد شبیه است کمی تندمزه و شیره اش گرم و تند مزه و تشنگی آور است .
مزاج :خشک و گرم است .
خاصیت :تند مزگی شیر آن چنان است که می سوزاند و قابض است .
مفاصل :در مداوای سستی اعصاب و فلج و دهان کجی بهترین علاج است .
سر :در علاج بیماری های سرد مغز و سکته و صرع سودمند است .
اندام های غذا :شیرش تشنگی آور است .
اندام های دفعی :سنگ کلیه و مثانه را خرد می کند . شکم را بند می آورد . سستی مقعد را بر طرف می کند به شرطی که در آب پزش بنشینند .
«ط »
طالیسفر (نبق هندی )
پوسته ای است ره آورد هندوستان قبض و تند و کمی خوشبو
کمی لطافت دارد و گوهر خاکی در آن زیاد است .
مزاج :گرم و خشک
اندام های دفعی :در ذرب (فساد معده ) و زخم های روده و خونریزی زهدان و خونریزی مقعد و علاج بواسیر مفید است .
طریقولیون
دیسقوریدوس گوید :گیاهی است که در کرانه های دریا روید و مد دریا به آن می رسد .رویشش در آب نیست و از گیاهان آبزی به شمار نمی آید .
گویند گل این گیاه در روز سه مرتبه تغییر رنگ می دهد .
گیاهان سفید ، درنیمروز بنفش و نزدیک غروب به رنگ سرخ خونی درمی آید.
مزاج :گرایش به گرمی دارد .
اندام های دفعی :اگر آن را با نوشآب های بنوشند مواد آبکی شکم و بول را ریزش می دهد .
زهرها :قبل از سایر پادزهرها آنرا برای دفع گزند سم استعمال می کنند .
طرفحوماس
دیسقوریدوس گوید :بعضی این گیاه را ادبار گویند .
این گیاه در جاهایی پیدا می شود که رستنگاه پرسیاوشان است و تمام کارهای پرسیاوشان را انجام می دهد .
طراغیون
از گیاهان جزیره کرت است .
خاصیت :دیسقوریدوس گوید :اگر تیری در گوشت تن بزکوهی قرار بگیرد و بز به میان این گیاه بخزد تیر بیرون می آید .
اگر این گیاه را ضماد کنند پیکان و خارها و خلیده ها را از گوشت بیرون می کشد .
اندام های دفعی :خوردن آن چکمیزک را قطع می کند .سنگ مثانه را خرد می نماید .حیض را راه می اندازد و زخم روده ها را معالجه می کند .
طلق (تلک )
بعضی گفته اند که خوردن آن خطرناک است زیرا به گوشه و کنار و پیچ و خم های معده می چسبد .
چنگ اندر گلو و مری می زند .دوشیدن تلک از این قرار است :تلک را با چند قطعه یخ و چند دانه شن در پارچه ای می ریزند و بهم می زنند تا حل شود .
مزاج :سرد و خشک .
خاصیت :قبض است .بازدارنده نزیف خون است .
سینه :آماس های تازه برخواسته پستان ، میان دو ران ، پشت گوش و هر جایی را که سست گوش باشد درمان می کند .
اندام های تنفسی :با آب بارهنگ باشد خون برآوردن را قطع می کند .
اندام های دفعی :خوردن شستشو داده اش خونریزی مقعد و زهدان را قطع می کند مالیدن محلولش نیز همین اثر را دارد .
طوقریوس
دیسقوریدوس گوید :گیاهی است که شاخه های بسیار و شبیه به چوبدستی دارد .خوردن آب پزش آماس طحال را به کلی می برد . اگر آن را با سرکه و انجیر ضماد نمایند باز هم برای طحال دارویی مفید است .
طیقاقوواون
دیسقوریدوس گوید :برگ این گیاه به برگ تاجریزی می ماند .شاخه های بسیار دارد .گلش سیاه و کوچک و بسیار است . زهدان را می پالاید و مواد سیلانی را بر می چیند .
اگر آن را همراه چیزی کنند و بخورند می گویند شیر پستان را زیاد می کند .
طین شاموس
خاصیت :در بند آوردن و سایر کنش ها همانند گل مهر زده است و تفاوت در این است که شاموس از مهر زده هوایی تر و سبک تر است .
مزاج :کشدار ، لزج و چسبنده است .نیاز به شستشو ندارد .
سردی بخش و بسیار آرام کننده است .
ورم و جوش :ورم گرم نوخواسته را باز می دارد ، در این زمینه از سایر گلها کاری تر است .شاموس نفع رسان ، بی آزار است و چون گل مهر زده نیست که زبری آزاد دهنده همراه داشته باشد .
زخم و قرحه :در علاج سوختگی ها کمتر از مهر زده است . زیرا کش داریش بسیار است و از فایده اش می کاهد .
مفاصل :در علاج نقرس نوظهور مفید است .
چشم :تاول های قرنیه را معالجه می نماید .
سر و سینه :در علاج ورم پستان و دمل پشت گوش مفید است .
اندام های دفعی :بهم خوردن عادت ماهانه را عادی می سازد و خونریزی زهدان را باز می دارد .
«ع »
عالیون
بعضی این گیاه را غالیون و گروهی (عالاریون )می گویند و همه به معنی شیربند است .زیرا همچون پنیر مایه شیر را می بنداند .
برگ و شاخه این گیاه شبیه برگ و شاخه (حرینان )است .
خاصیت :گلش ضماد شود در خونریزی مفید است .
زخم :گل و برگش داروی سوختگی است .
مفاصل :آن را با موم و روغن گل مخلوط کنند و نمک بزنند تا سفید شود داروی خستگی و علاج درد ناشی از خستگی است .
اندام های راننده :بیخش شهوت انگیز است .
عالوسیس
بعضی گویند این گیاه را در طبرستان (بربهم )می گویند .
گیاهی است که تماماً به گزنه می ماند .لیکن برگش از برگ گزنه صاف تر است و اگر در دست فشار دهی بویی بسیار بد می پراکند .
خاصیت :سفتی ها را نرم می کند .
زخم :در علاج زخم پلید و خوره مفید است .
ورم :ضماد کنند و نیم گرم روزی دو بار بر ورم بگذارند ورم های سرطانی و خنازیر و سایر ورم ها را علاج می کند .
سر :برگ و شاخه هایش ضماد شود در علاج ورم پشت گوش و لوزتین مفید است .
عدس
دو گیاه به نام عدس هستند .خوردنی که کاشتنی و بیابانی دارد و نوع بیابانی خوب نیست و دیگری عدس تلخه می باشد .
بهترین عدس خوردنی آن است که زود بپزد و اگر در آب می ریزند آب را سیاه رنگ نکند .
مزاج :گرم و خشکی معتدل دارد .
خاصیت :ترکیبی از قوای گیرنده و زداینده و بادزاست کسی که عدس می خورد خواب های پریشان می بیند .خون را پرمایه می گرداند و در رگ ها روان نیست .بول و حیض را کاهش می دهد .
ورم :عدس را با سرکه بپزند و ضماد کنند علاج خنازیر و آماس های سفت است .عدس با اینکه بازدارنده است اما ریم و چرک را جمع می کند . زیاد خوردن آن باعث سرطان و ورم های سفت می شود .
زخم و قرحه :عدس را با سرکه بپزند زخم گود را از گوشت پر می کند و زخم پلید را بر می کند .
اگر دمل (زخم )بسیار بزرگ باشد عدس در سرکه پخته را با قبض تر از عدس قبیل پوست انار و غیره بر زخم بگذارند و اگر با آب دریا مخلوط کنند علاج خوره و باد سرخ و مورچگی و ترک های ناشی از سرما می باشد .
مفاصل :برای اعصاب خوب نیست . عدس و قاوت را ضماد کنند و بر نقرس بگذارند مفید است .
زیاد خوردن عدس جذام می آورد .
چشم :چون بسیار خشکی دارد کسی که زیاد عدس بخورد به تیرگی چشم گرفتار می آید .
از عدس ، شاه افسر ، روغن گل و به ضماد سازند و بر چشم گذارند آماس گرم چشم فرو می نشیند .
سینه :عدس را در آب دریا بپزند و ضماد کنند آماس پستان که ناشی از جمع شدن خون یا شیر باشد از بین می رود .
اندام های غذا :دیر هضم است و با معده سازگار نیست . بادآور و سنگین است . می گویند سی دانه عدس پوست کنده را بخورند سستی معده را از بین می برد .نباید با عدس شیرینی بخورند و گر نه راه بندان در کبد روی می دهد .
اندام های راننده :عدس و شاه افشره و به روغن گل را ضماد کنند و بر ورم مقعد بگذارند فرو می نشیند .عدس بیابانی که عدس تلخ است خون را بیرون می آورد .
عدس که خون را غلیظ می گرداند سبب کاهش بول و حیض می گردد . اما عدس تلخه بر عکس بول و حیض را سرازیر می آورد و ریزش می دهد .
عرقون
به عقیده دیسقوریدوس گیاهی است که برگ دراز و دو نیمه دارد و به برگ آلاله شبیه است بیخش لوله ای شکل و سفت و خوردنی است .
ورم زهدان را علاج است .
عسل
عسل بسیار خوب آن است که کاملاً شیرین مزه ، خوشبو و رنگش به سرخی بزند و پر مایه باشد و بهم متصل .می گویند عسل تابستانی خوب نیست .
مزاج :گرم و خشک
خاصیت :زداینده است ، دهانه رگها را باز می کند ، رطوبت را از بین می برد و مانع تباهی و گندیدگی می گردد .
آرایش :به تن بمالند شپش و رشک را از بین می برد با کوشنه مخلوط باشد و بر پوست بمالند لکه های سیاه چهره را حتی اگر کهنه هم باشد از بین
می برد .عسل و نمک با هم لکه های بادمجانی رنگ ناشی ازضربه خوردن را می زداید.زخم :زخم های ژرفا را پاک می کند ، عسل را آنقدر بر آتش بگذارند تا غلیظ شود ، زخم های تازه را بهم می آورد . عسل و شبت را بر پوست بمالند ( قوبا )را شفا می دهد .
سر :نمک اندرانی را با عسل مخلوط کنند و نیمه گرم در گوش بچکانند چرک را از گوش می زداید ،زخم های داخل گوش را می خشکاند و حس شنوایی را نیرو می دهد . عسل تند مزه و سمی را بو کنند عقل از سر می پرد و تا چه رسد به خوردنش .
چشم :عسل ، تم چشم را از بین می برد .
نفس و سینه :غرغره کردن با عسل و عسل به دهان مالیدن علاج خناق و لوزتین است .
اندام های غذا :عسلاب اشتها را بر می انگیزد و توان بخش معده است .
اندام های راننده :عسل نیشکر ملین است ولی عسل (طبر )ملین نیست .
زهرها : عسل را با روغن آمیزند و بر آتش بگذارند تا گرم شود و به گرمی بخورند پادزهر افیون خوردگی و نیش حشرات موذی است .لیسیدن عسل پادزهر سگ هار و قارچ سمی است .کسی که سم خورده عسل بخورد قی می کند و اثر سم خنثی می شود .
بو کردن عسل تند مزه و عطسه آور است یکباره عقل را از سر بدر می کند و عرق سرد بر بدن می نشیند و علاجش آن است که ماهی شور بخورد و بعد قی کند .
عشقه
به رنگ های سیاه و سفید و سرخ هست و هر سه گونه اش تند و گیرنده است .
مزاج :گرایش به گرمی دارد .
خاصیت :با عصب سازگار نیست .
آرایش :آبی که از آن می تراود شپش کش است و مو را می سترد .
زخم و قرحه :برای زخم علاج خوبی است ، سرایت زخم پلید را باز می دارد .
از عشقه و موم و روغن گل مرهم می سازند و بر سوختگی می گذارند بسیار مفید است .
مفاصل :برای عصب زیان آور است .
سر :افشره آن را با روغن زیتون ، نطرون و عسل مخلوط کنند و به بینی بکشند سردرد مزمن از بین می رود .
اندام های غذا :عشقه سبز را با سرکه ضماد بگذارند به نفع طحال است .
اندام های راننده :با سه انگشت از گل سفید رنگ عشقه را با آب انگور کهنه بخورند و در روز دوبار این کار را انجام دهند علاج گرفتگی یا پیچ خوردگی روده است .
ضماد عشقه سبز و شکوفه هایش خون حیض را راه می اندازد .
بعد از حیض کمی عشقه دود کنند و برکشند مانع بارداری است .
شاخه اش را که سرش به سوی درون باشد بردارند حیض را بیرون می ریزد.
گلش شکم را بند می آورد .
زهرها :بیخ عشقه را با آب انگور کهنه و سرکه بخورند پادزهر نیش رتیل است .
عناب
میوه درختی است که میوه و درخت آن را همه می شناسد و اکثراً در گرگان دیده می شود . در جاهای دیگر هم هست ولی عناب گرگان از همه درشت تر است .
تا درشت تر و زیباتر و سرخ رنگ تر باشد بهتر است .
مزاج :سرد، خشکی و رطوبتش تقریباً معتدل و کمی به سوی رطوبت است .
خاصیت :کم غذا و دیر هضم است .
سینه :با سینه و شش سازگار است .
اندام های غذایی :به زیان معده است و به دشواری هضم می شود .
اندام های راننده :به عقیده بعضی برای گرده و آبدان خوب است .
عنبر
پندارند که عنبر از چشمه ای در میان دریا می جوشد بعضی می گویند کف دریا است و گروهی برآنند که سرگین حیوانی است که در سرزمینهای دور از ما زندگی می کند .
نوع خوبش عنبر خاکستری رنگ است که بسیار قوی می باشد .
در درجه ی دوم عنبر کبود و درجه سوم عنبر زرد خوب است و بدترینش عنبر سیاهی است که اکثراً آن را بلعیده و بعد از آنکه مرده است از شکمش بیرون آورده اند و آن را «منده »می گویند .
مزاج :گرم و خشک
خاصیت :گرمای لطیف می بخشد و از این رو با مزاج پیران سازگار است.
آرایش :از منده که عنبر سیاه است نوعی است که دست را سیاه می کند و ممکن است آن را در رنگ بازدادن رنگ پریده ها (موهایی رنگ شده که رنگ باخته اند )به کار برد .
سر :برای مغز و حواس مفید است .
سینه :برای قلب بسیار خوب است .
عنصل
پیاز موش است ، برگش به برگ سوسن می ماند ، رنگ گلش مایل به سیاهی است .
مزاج :گرم و خشک
خاصیت :تکه کننده است و لزجی دارد .
آرایش :سوخته آن را عسل معجون کنند و بر سر بمالند علاج کم مویی و کم خونی است .
سینه :گلو را زبر می گرداند ، در علاج برنشیت و خرخر سینه و سرفه همیشگی خوب است .

عود
تکه هایی از چوب و رگ های درختی است که از چین و هندوستان و عربستان می آورند .در سختی و صافی به دسته هاون سنگی می ماند که داروها را با آن می کوبند .
بهترین عود مندلی نامیده می شود که از هندوستان می آورند . نوع دوم عود هندی است که از کوهساران می آید .
مزاج :گرم و خشک
خاصیت :لطیف ، بازکننده بند آمده ها و بادشکن است زیرا رطوبتی بسیار دارد .
آرایش :جویدنش دهان را بسیار خوشبو می نماید .
مفاصل :لزجی لطیف دارد اگر بر اعصاب بمالند اعصاب را تقویت می کند.
سر:عود برای مغز و تقویت حواس بسیار مفید است .
سینه :برای قلب شادی آور و توان بخش است .
اندام های غذا :رطوبت های گندیده معده را بر می چیند و معده و کبد را توانا می کند .
اندام های راننده :قبض است .
عودالنجور
چوبی است که پوسته رنگارنگ و بوی معطر دارد و در عطرها آن را به کار می برند .
مزه اش گیرنده و کمی تلخی دارد .
اندام های سر :دهان را خوشبو می کند .
اندام های تنفسی :در مداوای پهلو درد سودمند است .
اندام های غذا :درد کبد را درمان می کند . یک مثقال از آن لزجی معده و ناتوانی آن را بر طرف می کند .
اندام های دفعی :خوردنش با آب علاج زخم روده و درد و پیچش گرم شکم است .
«غ »
غار
ثمر غار به شکل فندق کوچک است .
مزاج :دانه اش گرم و پوست ثمرش کمتر گرم است .
خاصیت :در همه اجزایش گرمی هست .برگ از دانه گرم تر و گرمی زاتر و خشکاننده تر است .
دانه اش سستی آورد .
آرایش:با انگور کهنه بر لک و پیس بمالند مفید است .
ورم و جوش :با نان و قاوت بخیسانند و بر ورم گرم بگذارند سودمند است .
مفاصل :همه اجزایش در علاج درد عصب مفید است .روغنش خستگی را در می آورد .
سر :غار و روغنش علاج سردرد است .روغن غار درد سرد گوش را دوا می کند ، شنوایی را باز می گرداند .صداهای گوش را می خواباند . نزله ها را قطع می کند .
سینه :با آب انگور کهنه سیاه یا با عسل بخورند علاج تنگ نفسی و بلند نفسی است و شش را از زائده های رطوبتی حفظ می نماید .
غار و به ویژه دانه اش را با عسل بلیسند در علاج زخم شش و بلند نفسی مفید است .
اندام های غذا :روغن غار با آب انگور کهنه خورده شود ، یا پوست آن با آب انگور کهنه ریحانی باشد درد کبد را دوا می کند . اما روغن و دانه غار معده را سستی می دهد و سبب استفراغ می شوند .
اندام های راننده :روغن غار دل بهم می آورد و قی انگیز است ، بو و حیض را ریزش می دهد .
آب پز غار را بخورند یا در آن بنشینند در علاج درد آبدان و زهدان مفید است.
مقداری از آن را با عسلاب یا سکنجبین می خورند داروی اسهال است .
خوردنش سنگ را خرد می کند . دانه غار هم در خرد کردن سنگ مؤثر است .
تب ها :روغنش را بر تن بمالند از لرزه جلوگیری می کند .
زهرها :با آب انگور کهنه بخورند پادزهر نیش کژدم است .

خواص گیاهان دارویی حروف(ف،ق)

«ف »
فاخره
ثمری است که به نخود می ماند و دانه ای دارد که به آلبالوی تلخ شبیه و در میان آن دانه های ریز شاه دانه مانند موجود است و ثمر در قسمت پایین شاخه ها قرار دارد .
مزاج :گرم و خشک
خاصیت :تحلیل برنده و قبض است .
اندام های غذا :معده و کبد سرد را علاج و در سوء هضم ناشی از سردی مفید است .
اندام های راننده :در علاج اسهال سرد مفید و بندآورنده شکم است .
فاوانیا
فاوانیا عود الصلیب است که نر و ماده دارد . بیخ فاوانیای نر سفید و به ستبری انگشت و مزه اش گیرنده است . بیخ فاوانیای ماده ریشه های بسیار دارد و شاخه هایش زیاد است .
مزاج :بسیار گرم نیست .
خاصیت :خشکاننده ، گیرنده ، گدازنده ، بازکننده ، تکه کننده و زداینده
است .
آرایش :لکه های سیاه را از پوست می برد .
مفاصل :داروی نقرس است .
سر :علاج صرع است و اگر آن را بر مصروع ببندند دچار صرع نمی شود و اگر باز کنند صرع باز می گردد .
اندام های غذا :اگر فاوانیا را با شربتهای مازوجی (عفصی ـ گسی ) بخورند قبض است ، تخمش معده را توان می بخشد ، درد معده را تسکین می دهد و سوزش معده را از بین می برد . بیخ آن در علاج یرقان و باز کردن بند آمدنی های کبد مفید است .
اندام های راننده :حیض را راه می اندازد ، بول را ریزش می دهد .
اگر دوازده دانه از تخمش با آب انگور کهنه خورده شود خونریزی را قطع می کند .
اگر زن تازه زائیده یک بادام از بیخ فاوانیا را بخورد از بیرون ریختنی های لازم پاک می گردد .
خوردن بیخش به اندازه ی یک بادام درد گرده و آبدان را بر طرف می کند .
آب پزش با آب انگور کهنه شکم را بند می آورد و بول را ریزش می دهد .
فاس
دارویی است که آن را فاس (تبر )نیز گفته اند زیرا همچون تبر دو لبه دارد .
مزاج :گرم است و تلخی و گسی دارد .
خاصیت درمانی :بند آمدن های درونی را باز می کند .
مفاصل :در علاج درد مفاصل مفید است .
فریز
گویند همان (یندکتا )است و اهل طبرستان آن را بندآوش می نامند .
مزاج :سرد و خشک
خاصیت :گیرنده است و می گزد .
زخم و قرحه :این گیاه و به ویژه بیخش اگر ضماد شود و بر زخم های بد و تر بگذارند زخم را جوش می دهد و خوب می کند .
سر :بازدارنده هر نزله ای است .
چشم :برای چشم داروی بسیار خوبی است .
اندام های غذا :تخم و بیخش استفراغ را قطع می کنند و نمی گذارند مواد ناباب به معده راه یابند .
اندام های راننده :آب پز ، بیخش و تخمش در علاج زخم مثانه مفید است .
آب پزش در علاج درد و پیچش روده ، بی اختیاری ادرار عسر البول و زخم مثانه بسیار سودمند است .
فربیون
دیسقوریدوس حکیم فرماید :شیره ی گیاهی است که به (قثاء )خیار چنبر شبیه و در (لینوی )که در سرزمین (سدد ) واقع است و در مملکت (مورشیا ) می روید .
این گیاه پر از شیر است و مزه شیرش خارج از اندازه گرم و تند و تیز مزه است .
فربیون خوب آن است که :صاف ، زرد رنگ یا زعفرانی رنگ و تندبو و بسیار تند مزه باشد .
مزاج :گرمیش همراه لطافتی سوزنده و زداینده است .
مفاصل :بر فلج و تخدیر شده بمالند بسیار سودمند است .
چشم :در چشم بکشند دیده را جلا می دهد .آب کبود چشم را تحلیل می برد .اما تمام روز سوزش در چشم حس می شود و برای پرهیز از این سوزش باید با عسل مخلوط کنند و در چشم بکشند .
اندام های راننده :در علاج آب زرد ، سردی گرده و قولنج سودمند است .
خوزیان گفته اند :فربیون دهانه زهدان را چنان بهم می آورد که داروهای بچه انداختن را به زهدان راه نمی دهد .
هم ایشان گفته اند :بلغم لزج را که در سرین و پشت و روده ماندگار است بیرون می آورد .
زهرها :کسانی گویند : اگر پوست سر کسی را بشکافند تا آهیانه پیدا شود آنگاه از ساییده این گیاه در آن بریزند و داروهای ضد گندیدن بر آن بگذارند ، از گزیدن مار و حشرات دیگر زیانی نمی بیند .
خوردن مقداری از این گیاه معده و روده ها را چرکین می کند و خورنده را در مدت سه روز می کشد .
فقلامینوس
گویند بخور مریم است که تیره ای از عرطنیثا می باشد .
خاصیت :زداینده ، تکه کننده ، بازکننده ، گدازنده و تنقیه بخش است .
خوردن بیخش کم هوشی می آورد و عرق کردن زیاد بدنبال دارد .
آرایش:علاج یرقان است . کسی که این دارو را بخورد باید دراز بکشد و خود را با پوشش های بسیار بپوشاند تا بسیار عرق کند و عرق به رنگ زرداب بیرون دهد ، تا از یرقان شفا یابد .
بیخ این گیاه پوست را تنقیه می کند ، لکه های سیاه را می زداید ، آب پزش ترک های ناشی از سرما را خوب می کند .
وسط بیخش را با کارد گود کنند ، پر از روغن زیتون کنند و بر خاکستر گرم بگذارند تا گرم شود ، روغنی است که ترک های ناشی از سرما را به سرعت درمان می کند .
ورم و جوش :بیخش جوشها را از بین می برد . افشره اش ورم سخت را نرم می کند .
آماس طحال را فرو می نشاند .تر و خشک این گیاه داروی خنازیر و زخم است و گری خشک را علاج است .
زخم و قرحه :بیخ این گیاه را تنها یا با سرکه و عسل مخلوط کنند و به کار برند زخم ها را قبل از کهنه شدن شفا می دهد . اگر با آب پزش سر را بشویند ، زخم های سر را درمان می کند .
مفاصل :ضماد گذاشتنش در علاج پیچش عصب و نقرس مفید است .
سر :آبش را در بینی کنند سر را می پالاید .آب پزش سرشویه شود زخم های سر را شفا و سردرد سرد را تسکین می دهد .
چشم :آبش که با عسل باشد در چشم کشند یا در بینی کنند در علاج آب که در چشم پدید آید و در علاج ضعف دید مفید است .
سینه :بعضی بیخ آن را علاج برنشیت می دانند و به بیمار می خورانند .
اندام های غذا :با سرکه بر طحال می گذارند .
اندام های راننده :خوردن و برداشتن آن حیض را ریزش می دهد . به وسیله ی پشم بردارند اسهال آور است .
افشره اش در این باره قوی تر است .آب این گیاه را با سرکه که بیامیزند و بر مقعد بر آمده بریزند به جای خود باز می گردد .افشره اش دهانه رگهای داخل پیزی را می گشاید . خوردن و برداشتن بیخش سبب ریزش خون حیض است .
زهرها :پادزهر داروهای سمی و به ویژه پادزهر خرگوش دریایی است .
فلنجه
این گیاه تخم مثلث دارد که به سرنیزه می ماند و از این رو عریان آن را حربه نامیده اند که به معنی نیزه است .
مزاج :حربه کاشتنی کم حرارت و حربه بیابانی گرم است .
زخم و قرحه :سبز و شادابیش زخم ها را بهم می آورد .
اندام های غذا :پوستش را با سرکه بر طحال بگذارند یا برگ خشکیده آن را بخورند درد طحال را بر طرف می کند .
اندام های دفعی :ادرار می دهد و به ویژه برگش که به برگ « اسقولوقندریون »شبیه است .
فلفل
جالینوس فرماید :تا ثمر بر درخت است دارفلفل ، دانه ای که از آن جدا شد فلفل است .
مزاج :گرم و خشک
خاصیت :جاذب ، گدازنده و زداینده است .فلفل و مویز را با هم بجوند بلغم را بر می کند و بلغم لزج را ریشه کن می کند .
فلفل مسکن درد و آرام بخش عصب و با مزاج تندرستان سازگار است .
آرایش :فلفل با گیاه زداینده لک و پیس و تا با گیاه است لاغر کننده است .
ورم و جوش :گیاه باشد خنازیر را درمان می کند .
مفاصل :در گرم کردن عصب و ماهیچه نظیر ندارد .
سر :با سرکه برای دندان مفید است .
چشم :فلفل سفید با داروهای به چشم کشیدن باشد دیده را جلا می دهد .
سینه :همراه لیسیدنی ها باشد (لعوقات )در علاج سرفه و سینه درد مفید است .
فلفل و عسل را به دهان بمالند ضد خناق است و شش را می پالاید .
اندام های غذا :فلفل را با برگ بوی سبز بخورند هضم کننده ، اشتهاآور و بادشکن است .درد و پیچش روده را تسکین می دهد .
فلفل مخلوط با سرکه را بخورند یا بر پوست بمالند در علاج آماس طحال مفید است .
فلفل سفید برای معده از فلفل سیاه بهتر است و بیشتر معده را توان می بخشد.
اندام های راننده : بول را ریزش می دهد . بعد از جماع بخورند مانع بارداری است .
فلفل آب پشت را به کلی می خشکاند .اما دارفلفل شهوت انگیز است زیرا رطوبتی زائد دارد .
خوردنش با برگ بوی سبز در علاج درد و پیچش روده مفید است .
تب ها :با روغن مخلوط شود و به تن تبدار بمالند تب لرزه را شفا می دهد.
زهرها :فلفل سفید در پادزهر استعمال می شود .دارفلفل نیز با روغن باشد و بر جای نیش بمالند یا بخورند پادزهر حشرات گزنده است .
فلفلک
از سبزی های مشهور است و عبارت از فلفل آبی است .برگش به برگ بید مشک می ماند .لیکن از آن زرد رنگ تر است .
شاخه هایش سرخ رنگ و مزه اش مزه زنجفیل است .اگر سگ آن را بخورد می میرد .
مزاج :گرم و خشک
آرایش :فلفلک سبز را با تخمش بکوبند لکه های صورت از قبیل لکه های سیاه و کک و مک کهنه را می زداید .
دمل و جوش :فلفلک سبز را با تخمش بکوبند ضماد شود ورم های سخت را فرو می نشاند .
فلفل دراز
باریک و کوچک شبیه انگشتان و هم شکل گل بیدمشک پراکنده ولی ریزتر است . سخت و چسبناک و مزه اش در تندی به مزه فلفل نزدیک است .
دارفلفل اولین ثمر فلفل است و از این رو از فلفل مرطوب تر است .
بهترینش آن است که دست نخورده مانده باشد .
مزاج :گرم و خشک
خاصیت :گدازنده است و بیماریهای سرد را از بین می برد .
چشم :با آب کبد بریان بز تیرگی چشم را بر طرف می کند .
اندام های غذا :هاضم است ، طعام را حرکت می دهد و معده را قوی می گرداند .
اندام های دفعی :در شهوت برانگیختن برابر زنجفیل است .
فندق
مشهور است .مزاج خاکی فتدق از مزاج خاکی گردو بیشتر و از گردو مغزی تر است .زیرا از گردو پرمایه تر و کم چربی تر و دیر هضم تر است. مزاج :هوایی است و بیشتر به گرمی و خشکی می گراید .
خاصیت :سبب پیدایش مراره می شود . از گردو قابض تر است . بادآور است و در قسمت پایینی شکم باد ایجاد می کند .
آرایش :سوخته آن مو را سیاه می کند .
سر:سر درد می آورد . اگر در روغن سرخ کنند و با اندکی فلفل بخورند زکام را پخته می گرداند .
بقراط فرماید :فندق مغز را افزایش می دهد .
چشم :گروهی پنداشته اند که اگر فندق را بر جاندانه (یافوخ ) کودک چشم کبود بمالند کبودی چشم از بین می رود .
اندام های تنفسی :با عسل آب خورده شود داروی سرفه مزمن است و خون برآوردن را باز می دارد .
اندام های غذا :دیر هضم و تحریک کننده استفراغ و از گردو دیر هضم تر است .
اندام های دفعی :پوست فندق قابض است و شکم را بند می آورد .
زهرها :پادزهر گزیدگی ها است و به ویژه اگر با انجیر و سداب باشد پادزهر نیش کژدم است .
فو
گیاهی است که برگش به برگ کرفس شبیه و از آن درشت تر است .
این گیاه اکثراً در سرزمینی می روید که آن را (نیطس ) می گویند .
خاصیت :بیخش گرم است .
سینه :پهلو درد را درمان می کند .
اندام های راننده :بول را ریزش می دهد و خوردن سبز و خشکش حیض را راه می اندازد .در ادرار از سنبل هندی و رومی فعال تر است و کار می جوشه را انجام می دهد .
فوفل
دارویی است که از حیث کنش با بوزندان برابر است .
مزاجش گرم و تر و شهوت انگیز است .
فلیزهره
گویند درخت حضض است و ثمری چون فلفل دارد .
حضض شیره آن است .یا شیره زرشک است .
آرایش:تنها یا با روغن زیتون بر سر بمالند موی را تقویت می کند .
اندام های غذا : شاخه هایش را با سرکه بپزند و بخورند داروی طحال است و یرقان را نیز علاج می کند .
اندام های راننده :آب پز شاخ و برگش حیض را ریزش می دهد و خلط بلغمی را به کلی بیرون می آورد .
فیلگوش
دو نوع است یکی پیچیده و دیگری صاف .پیچیده اش خالص تر از آن نوع است که آن را لوف مار می گویند .
مزاج :گرم و خشک
خاصیت :راه بندان ها را باز می کند ، خلط های پرمایه و لزج را به اعتدال تکه تکه می نماید و زدایندگی دارد .در همه ی اینها خاصیت پیچدار قوی تر است .
آرایش :بیخ فیلگوش پیچیده و به ویژه اگر با عسل باشد لکه های سیاه و سفید و کک و مک را می زداید .همراه آب انگور کهنه داروی ترک های ناشی از سرما است .
ورم و جوش :در مداوای هر ورمی که نیاز به زدودن دارد مفید است .
زخم و قرحه :بیخ و به ویژه فلیگوش پیچیده را با هزار گوشان مخلوط نکنند و مرهم شود زخم های پلید را علاج است .آنچه تر است در علاج زخم ها به کار می آید و اگر خشک شد آن را می کوبند و فتیله زخم و ناصورها را از آن درست می کنند .
مفاصل :فیلگوش با سرگین گاو داروی نقرس و سستی ماهیچه ها است .
سر :آب خوشه فیلگوش بستانی درمان درد گوش است و اگر با روغن گل در بینی کنند خوره و سرطان بینی را از بین می برد .اگر افشره خوشه لوف ماری را با روغن زیتون و قطران بیامیزند و قطره هایی از آن را در گوش بریزند درد از بین می رود .
بیخ آن از جمله داروهایی است که چرک را از گوش می برد و زخم گوش را شفا می دهد .در علاج کری مفید است .تخم آن علاج هر نوع جوش و زخم بینی است .اگر سرطانی باشد بهتر آن است که بوسیله ی پشم آن را به بینی وارد کنند .
چشم :بیخش در زخم چشم مفید است .
نفس کش :فیلگوش یا بیخ آن و به ویژه نوع پیچی آن را چندین بار در آب بجوشانند تا قوت داروئیش کاهش یابد و پس از آن بخورند در مداوای خون برآوردن ،برنشیت کهنه و نفس بلندی ، مفید است .
اندام های غذا :خوردنش خلط غلیظ پدید می آورد .
اندام های دفعی :گرده را می پالاید ، علاج بواسیر است . بول را ریزش می دهد .
زهرها :اگر تن را با بیخ آن ماساژ بدهند مار نمی گزد .
فیجن
دیسقوریدوس گوید :فیجن انواع دارد :کاشتنی ، بیابانی و کوهی .
بهترین نوع آن کاشتنی است که در همسایگی درخت انجیر است .
مزاج :فیجن تر گرم و خشک است .
خاصیت :تکه کنند ، گدازنده ، بسیار بادشکن ، پالاینده رگ ها ، زخم آور و گیرنده است .
آرایش:بانطرون علاج لک و پیس سفید و زگیل و زیاده های گوشتی است . فیجن بوی پیاز و سیر را می زداید و داروی داء الثعلب است .
ورم و جوش :فیجن بیابانی را بکوبند و با نمک ضماد کنند و بر اندام بگذارند ورم گرم به وجود می آورد .اگر بر خنازیر گردن و زیر بغل بگذارند تحلیل می برد .صمغ فیجن در این کارها مؤثرتر است .
زخم و قرحه :با روغن و عسل مخلوط کنند وبر قوبا بمالند مفید است .
با سرکه و سفیداب باشد علاج مورچگی و بادسرخ و زخم کهنه است .اگر با مر مخلوط کنند و بر زخم بچسبانند فایده می بینند .
مفاصل :خوردن فیجن ،یا ضمادش که با عسل باشد در علاج فلج و بیماری اعصاب و درد مفاصل سودمند است .
سر :بوی سیر و پیاز را از بین می برد .با قاوت ضماد شود داروی سردرد همیشگی است .با سرکه در بینی کنند خون دماغ بند می آید .
افشره اش را در پوست انار گرم کنند و در گوش بچکانند گوش را پاک می کند و درد و صداها و وزوز را خاموش می نماید .کرم گوش را می کشد یا زنده بیرون می آورد و بر زخم سر بمالند داروی خوبی است .
چشم :فیجن و به ویژه افشره اش که با افشره رازیانه و عسل مخلوط کنند و به چشم بکشند یا بخورند دید را تقویت می کند .
فیجن را با قاوت ضماد کنند و بر چشم بگذارند تپش و التهاب را فرو
می نشاند.
اگر از فیجن و رازیانه و مرو عسل مرهم درست کنند و بر پیرامون چشم بمالند کم سویی را از بین می برد .
سینه :آب پز فیجن تر با شبت خشک در علاج سینه درد خوب است و بقول روفس داروی دشوار تنفسی است و درد شش و پهلوی و سرفه و درد دنده ها را بر طرف می کند .
اندام های غذا :فیجن را در آب انگور کهنه بپزند و بخورند یا با انجیر ضماد کنند در علاج استسقای گوشتی و استسقای خیگی مفید است .
سکسکه بلغمی را تسکین می دهد ،گوارشی است ، اشتهاء می آورد و معده را توان می بخشد .در علاج طحال مفید است .
آب پشت را می خشکاند و قطع می کند .آرزوی جماع را به کلی از بین می برد .
هر دو نوع آن قبوضیت می دهند .درد وپیچ روده را علاج است .با فیجن و روغن زیتون حقنه کنند درد قولنج تسکین می یابد .
با عسل مخلوط کنند زخم معده را شفا می دهد .فیجن را در روغن زیتون بجوشانند و بخورند داروی کرم است .هر دو نوعش زائده های تن ( بیرون ریختنی ها )را به وسیله ی ریزش بول بیرون می ریزند و هر دو قبوضیت می دهند .
تب ها :خوردن فیجن یا تن اندایی به روغنش در تب و لرز مفید است .
زهرها :با زهرها مقاومت می کند زیاد خوردن فیجن بیابانی سم قاتل است.
«ق »
قارچ
دیسقوریدوس گوید : قارچ خوردنی هست و قارچ سمی هم هست .
انگیزه سمی شدن قارچ این است که یا در نزدیکی میخهای زنگ زده روئیده و یا در همسایگی کهنه پارچه های متعفن رسته یا در جوار لانه حشرات موذی سر برآورده است .بر قارچ های رطوبتی لزج یا کفکی مانند تار عنکبوت
می نشیند .
مزاج :سرد و تر است .
خاصیت :خلط غلیظ و بد به وجود آورد .بهتر آن است که قارچ را در آب بجوشاند و گلابی تر و خشک و پونه کوهی را با آن مخلوط کنند و بعد از خوردنش آب انگور کهنه انگوری پرمایه بنوشند .
سر :سبب کرخی و سکته می شود .
نفس :قارچ خوردنی سبب خناق می شود تا چه رسد به قارچ سمی که کشنده است .
اندام های غذا :اگر قارچ خوب را زیاد از حد بخورند سبب قی و استفراغ می گردد .قارچ دیر هضم است و غذای بسیار می دهد .
از خوردن قارچ سمی عرق سرد می کنند و به غش گرفتار می آیند .
اندام های راننده : عسر البول می آورد .
زهرها :پادزهر سمی ، سکنجبین و پونه یا چلغوز خروس و مرغ با سرکه یا خوردن عسل است ، و گرنه شاید حداکثر در مدت یک روز بکشد .
قارچ درختی
خوبش آن است که صاف و سفید و زودشکن و متراکم و کنار صاف باشد .
مزاج :گرم و خشک
خاصیت :تحلیل برنده ، تکه کننده ، خلط پرمایه ، بازکن راه بندان ها و نرمی بخش است .
مفاصل :با سکنجبین بخورند در علاج بیماری اعصاب مفید است .در افتادن و تنقیه عصب مناسب است .اگر بیمار تب داشته باشد با عسل آب با شربت گل بخورند بهتر است .
سر :مغز را می پالاید و در علاج صرع سودمند است .
سینه :با آب انگور کهنه سیاه و پرمایه بخورند علاج برنشیت و زخم شش است .اگر آن را با آب بخورند در خون برآوردن از سینه مفید است .
اندام های غذا : داروی یرقان است ،با سکنجبین بخورند ورم طحال را فرو می نشاند اگر آن را تنها بجوند یا ببلعند درد معده را دوا می کند و درد کبد را درمان می کند .
اندام های راننده :خوردن آن با عسلاب انواع خلط پرمایه سودایی و بلغمی را بیرون می آورد .
اگر با داروهای مسهل می باشد کمک اسهال است و بول و حیض را ریزش می دهد و درد گرده را مسکن و در خفگی زهدان مفید است .
تب ها :در علاج تب لرزه و تب های کهنه مفید است .
زهرها :بر جای نیش حشرات بگذارند مفید است .
قدومه (تودری )
برگ تودری شبیه برگ گندنای کوهی است .
مزاج :گرم و تر است .
خاصیت :در تندمزگی مانند تخم ترتیزک بیابانی و زخم آور است .
ورم و جوش :با آب و عسل بر جوش های سرطانی که تر نیستند بمالند مفید است . ورم سفت را نرم می کند و ضمادش التهاب را فرو می نشاند .
مفاصل :ضمادش سفتی نقرس را نرم می کند .
سر :ورم بیخ گوش را درمان می کند .
چشم :با عسل در چشم بکشند داروی زخم چشم است .
اندام های راننده :تودری شهوت انگیز است .
قروقومعما
می گویند ته نشین روغن زعفران است .خوبش آن است که خوشبو ، سنگین ، سیاه رنگ و هیچ چوبی با آن نباشد و اگر در آب حل کنند آب را به رنگ زعفران درآرد و اگر بجوند دندان را رنگ کند و رنگش پایدار باشد .
خاصیت :گرم کننده و رساننده است .
چشم :تم چشم را می برد و دیده را جلا می دهد .
اندام های راننده :بول را ریزش می دهد .
قره بوخور ـ اصطرک (استرک )
استرک قره بوخور ـ اصطرک :به گفته ی دیسقوریدوس نوعی از مایعات است و برخی برآنند که صمغ زیتون است .
دود استرک در همه احوال کار دود کندر را انجام می دهد .هرچه خوشبوتر باشد بهتر است .
دیسقوریدوس گوید :«زعفرانی رنگ آن که دارای چربی است و به صمغ صنوبر می ماند بهترین نوع است » .
در جرم استرک جرم های سفید رنگ موجود است که بوی خوش و با دوام
دارد .اگراسترک را با دست بساییم نمی پس می دهد که شبیه انگبین است . استرک سیاه و بی مایه که مانند سبوس است چندان ارزشی ندارد .
اندام های سر :سرگردانی ، سردرد و خواب می آورد ، در مداوای زکام و نزله مفید است .
اندام های نفس و سینه :از سرفه و صداگرفتگی و صدابریدگی جلوگیری می نماید .
اندام های دفعی :روغن آن در علاج سختی زهدان و باز کردن و جاری کردن حیض سودمند است .
اگر آن را با مقداری شفر بنه بخورند شکم را ملین است .



نوع مطلب : گیاهان دارویی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 30 دی 1390
دوشنبه 24 مهر 1396 07:56 ق.ظ
We are a group of volunteers and starting a new
scheme in our community. Your site provided
us with useful information to work on. You have performed a formidable job and
our whole community shall be thankful to you.
یکشنبه 23 مهر 1396 05:10 ق.ظ
It's impressive that you are getting ideas from this paragraph as well as from our argument made
at this place.
یکشنبه 16 مهر 1396 07:32 ق.ظ
Good day! This is my first visit to your blog! We are a team of volunteers and starting a
new project in a community in the same niche.
Your blog provided us beneficial information to
work on. You have done a extraordinary job!
سه شنبه 11 مهر 1396 11:32 ب.ظ
Thanks for a marvelous posting! I certainly enjoyed reading it,
you might be a great author.I will be sure to
bookmark your blog and may come back later on. I want to encourage one to continue your great posts, have a nice evening!
دوشنبه 5 تیر 1396 05:29 ق.ظ
Ridiculous story there. What occurred after? Good luck!
سه شنبه 2 خرداد 1396 01:06 ق.ظ
Very great post. I simply stumbled upon your blog and wanted to mention that I have really enjoyed browsing your weblog posts.
In any case I will be subscribing to your feed and I hope you write once more very soon!
سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 02:06 ق.ظ
I get pleasure from, result in I discovered just what I was taking a look for.
You have ended my 4 day long hunt! God Bless you man.
Have a great day. Bye
شنبه 2 اردیبهشت 1396 11:19 ب.ظ
Amazing! Its truly amazing post, I have got much clear idea concerning
from this paragraph.
شنبه 2 اردیبهشت 1396 02:43 ب.ظ
Greetings from Colorado! I'm bored at work so I decided to check out your site on my iphone during lunch break.

I enjoy the knowledge you present here and can't wait to take a look when I get home.
I'm amazed at how quick your blog loaded on my mobile ..
I'm not even using WIFI, just 3G .. Anyways, awesome site!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





پیوند روزانه
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی



.

Online User


p30web
کد HTML:
کد HTML: